نامیبیا
1397/08/19 - 13:00 راهنمای سفر

7 اسطوره و افسانه جذاب از نامیبیا: آفریقا

«جمهوری نامیبیا» (Republic of Namibia) کشوری در جنوب آفریقا است، ویندهوک پایتخت آن و همچنین پرجمعیت‌ترین شهر کشور است. زبان رسمی این کشور انگلیسی و جمعیت آن 2.1 میلیون نفر است. ۸۵ درصد از مردم این کشور مسیحی هستند و ۱۵ درصد بقیه پیرو ادیان بومی منطقه‌اند. یک میراق غنی فرهنگی از بومیان نامیبیا به مردمان این کشور به ارث رسیده است؛ اسطوره‌ها و افسانه‌هایی که توسط اقوام باستانی نامیبیایی‌ها خلق شده است، از طریق سنت‎های شفاهی که از نسلی به نسل منتقل شده و هم‎چنان زنده مانده است. این افسانه‌ها و اسطوره‎ها، که نمایان‌گر باورهای قبیله‎ای، مذهب، ریشه‎های زندگی یا حتی داستان حیوانات پیش از تاریخ است، به شناخت ما در مورد کشور و فرهنگی که امروزه آن را نامیبیا می‌نامند، کمک می‎کنند. در این نوشته چند نمونه از این اساطیر و افسانه‌ها را به عنوان مقدمه‎ای برای شناخت این کشور قدیمی با غنای تاریخی برای شما بیان می‎کنیم.

 

برای خرید بلیط هواپیما به فلایتیو مراجعه کنید.

حلقه‌های پریان در صحرا

یکی از جمله شگفتی‎های بی‎شمار طبیعت بیابان نامیبیا، حلقه‌های پریان است: صدها حلقه که به صورت دایره‌های پراکنده در سراسر زمین خشک جا خوش کرده‎اند. این حلقه‌های منحصر به فرد، باعث شکل‎گیری بسیاری از اسطوره‎های دوران تمدن نامیبیا هستند و بعضی ادعا می‎کنند که آنها رد پای خدایان هستند. بر طبق یک اسطوره شفاهی از قوم «هیمبا» (Himba)، که یک قوم کوچ‌نشین ساکن بیابان نامیب در شمال نامیبیا است، حلقه‌ها توسط خدایان درست شده‌اند و رد پای آنهاست که باقی مانده است، در حالی که اعتقاد دیگران بر این است که یک اژدهای باستانی که در زیر پوسته زمین زندگی می‌کند، پوشش گیاهی روی زمین را از طریق نفسش آتش می‌زند.

 

افسانه «هیاتیسی ایبب» (Haitsi Aibeb)

گفته می‌شود که «هیاتیسی ایبب» یا «هَیسب» (Haiseb) جهان را از یک هیولا که بسیاری از مسافران را در گودال خود گرفتار کرده بود، نجات داده است. «هیسب» خدایی جانوری (گاو) از دوران‌های نخستین است. او پس از تولد با خوردن علف‌های جادویی ویژگی‌های خاصی پیدا کرده است. نام او به معنای «شبیه به درخت» است. با توجه به سنت شفاهی، شیطان کنار چاه خود می‌نشست و هر کسی را که از آن حوالی می‌گذشت، می‌فریفت. او گذرگاه‌ها را به چالش می‏کشید تا سنگ‌هایشان را بر روی او پرتاب کنند و اغلب اوقات آنها را این کار را انجام می‌دادند، اما سنگ‌ها از او گله می‌کردند. شیطان سپس از این فرصت استفاده می‌کرد تا مسافران را بگیرد و آنها را به گودال خود بریزد. «هیسب» در نهایت شیطان را شکست داد و جهان را نجات داد.

«هیسب» هم‌چنین به دلیل اینکه گفته می‌شود ماه و ستاره‌ها از سینه او شیر خورده‌اند، بسیار قابل است. او دنیای حیوانات را با خراب کردن لانه شیرها در میان درختان و بیرون کردن ماهی‌ها از صحرا نجات داد. گفته می‌شود که قبر «هیسب» در مکان‌های مختلفی قرار دارد؛ یا در امتداد گذرهای عبور و مرور مردم و یا در نزدیکی آبشارها. این گورها «هیاتیسی ایبب»  (مقبره خدای هیسب) نامیده می‌شوند. از زمان‌های گذشته تا کنون مسافران همیشه سنگ و سایر هدایا را در گورهای «هیسب» قرار داده‌اند. هر کس که از این گورها بازدید می‌کند، باید به آنها احترام گذاشته و پس از ترک مکان، هرگز نباید پشتش را به آنها بکند، بلکه باید عقب عقب  برگردد و گورها را ترک کند.


افسانه «ماکورو» (Makuru)

افسانه‌های «هررو» (Herero)، که از معروف‌ترین قبیله‌های نامیبیا است، در مورد شیوه پیدایش مردان و زنان نخستین می‎گوید که نام مرد نخستین «ماکورو» و نام همسرش «کامانگارونگا» (Kamungarunga) است و آنها از ریشه‌های یک درخت مقدس به نام «اوموبوروم‌بونگا» (Omumborombonga) به وجود آمده‌اند. نام علمی این درخت «کامبریتوم ایمبربی» (Combretum imberbe) است که معنای لغوی آن «درخت سرب» است و علت این نام‌گذاری عدم توانایی شناور شدن آن در آب است. اما معمولاً از این درخت به عنوان چوب سرخ یاد می‌شود. «هررو»یی‌ها همچنین معتقدند که گاوهای گران‌قیمت آنها از همان درخت سرخ به وجود می‎آیند، در حالی که سایر حیوانات و قبایل از گل‌های معمولی انشقاق یافته و از زمین خارج می‌شوند. آنها به «اوموبوروم‌بونگا» به عنوان پدر زندگی احترام می‌گذارند و هنگامی که مردمان این قبیله نزدیک این درخت‌ها می‌شوند، از طریق پرتاب کردن شاخه‌های مشتعل در اطراف ریشه‌های درخت، احترام خود را به آن نشان می‌دهند.

 

خِیه (Khwe) و فیل

مردم «خیه» ساکن ناحیه «زامبزی» (Zambezi ) واقع در شمال غربی نامیبیا بوده و معتقد بودند که فیل‌ها در اصل انسان هستند و بنابراین اسطوره‌های آنها فیل‌ها را به عنوان رؤسای قوی و عاقل قبیله و افسران پلیس نشان می‌دهد. در یک داستان اسطوره‎ای، فیل برای مبارزه با یک کرگدن، بینی خود را کشیده و قد آن را به اندازه یک خرطوم بلند می‌کند. در داستانی دیگر، همین ماجرا برای فیل در هنگام مبارزه با یک تمساح روی می‌دهد. داستان دیگری نیز وجود دارد که به مردم در مورد خشم و رفتار تند فیل‌ها هشدار می‌دهد.

 

مانتیس و سان (The Mantis and the San)

در یک داستان اسطوره‌ای، «مانتیس» به وجود آورنده زندگی و عنصر اصلی تولید آتش بود اما «سان» او را به مقام خدایی نمی‌‌شناسد، بلکه او را شکل بالایی از انسان که با حضورش نقطه نظر ایده‌آلیستی «سان» را به منصه ظهور می‌گذارد، توصیف کرده است. در حقیقت با نبرد و کشاکش میان دو ابرقهرمان یا نیمه خدا مواجهیم که خود را از دیگری برتر می‎‌داند. سنگ‌نگاره‌ها و نقش برجسته‌هایی از آنها در ناحیه سنگی و کوهستانی نامیبیا وجود دارد. گفته می‎شود که «مانتیس» آتش «سان» را با کشیدن آن از زیر بال‌های شترمرغ به ارمغان است. شترمرغ آتش را زیر بال خود گرفت تا غذای محبوبش را، که از هر غذایی خوشمزه‌تر بود، آماده کند اما «مانتیس» که غذای خام می‌خورد، شترمرغ را فریب داد و آتش را از او دزدید. در افسانه‌ها آمده است که شترمرغ به خاطر این دزدی احساس حقارت می‎کند و به این دلیل است که شترمرغ‌ها پرواز نمی‎کنند چون تصمیم گیرفته‎اند که بال‎های خود را محکم نگه دارند تا کسی آتش را از آنها ندزدد.

 

افسانه درخت وارونه

افسانه‎ها می‎گویند درخت بائوباب (Baobab)، درخت وارونه یا درخت روح، به این دلیل سرنگون و سر به زیر است که به دلیل غفلت و ناسپاسی ورزیده است. گفته می شود که بائوباب دائماً خود را با سایر درختان مقایسه می‎کرد و همتایانش را از خودش جذاب‎تر می‌دید. سرانجام خداوند که از شکایات و سؤالات بائوباب در مورد اینکه سایر درختان از او بهتر به نظر می‌رسند، خسته شده بود، بائوباب را برداشت و دوباره آن را پرتاب کرد، به طوری که او سر به زیر شد و آن قدر به دریاچه نزدیک شد که قادر به دیدن تصویر خود در آب شود و پس از این دیگر شکایت نکرد.

 

دره تنگ ماهی رودخانه (Fish River Canyon)

«فیش ریور کنیون» یا همان دره تنگ ماهی رودخانه در کشور نامیبیا یکی از جاذبه‌های توریستی این کشور است اما بسیاری از بازدیدکنندگان از افسانه‌ای که علت وجودی دره را می‎گوید، اطلاعی ندارند. طبق گفته اقوام اولیه آفریقایی یا «مردمان سن» (San people) یا همان بوشمن‌ها، یک مار به نام «کویتین کورو» (Kouteign Kooru) در جست و جوی مکانی بود که از دست شکارچیان پنهان بماند و به همین دلیل در سرزمین وسیع و عظیم کنیون پناه گرفت. «کویتین کورو» که بسیار عظیم‌الجثه بود، توسط شکارچیان تعقیب شد. او به بیابان فرار کرد و برای این که پنهان شود، به کندن زمین و نقب زدن روی آورد و به این ترتیب دره به وجود آمد. 

نظر خود را بنویسید

حریم خصوصی شما برای ما مهم است. بنابراین اطلاعات شما نزد ما محفوظ خواهد ماند.
امتیاز شما





مطالب مرتبط