سفر تنهایی
1396/10/17 - 18:00 جهانگردی

چرا تصمیم گرفتم به عنوان یک زن به تنهایی سفر کنم؟

فلایتیو در مصاحبه‌ای با کریستین آدیس در مورد دلایل او برای تبدیل شدن به یک مسافر زنِ تنها صحبت کرده است. آدیس در مورد تجربیات خود از سفر می‌ گوید و توصیه‌های مفیدی برای خانم‌ها دارد. این مصاحبه را دنبال کنید.

(برای رزرو رایگان بلیط هواپیما و رزرو هتل می‌توانید از خدمات فلایتیو استفاده کنید.)

چرا به فکر تنها سفر کردن افتادید؟

من در ساحل کامبوج نشسته بودم و به طبیعت زیبا و بکر آن با ماسه‌های سفیدرنگ نگاه می‌کردم. هیچ هتل بلندمرتبه‌ای در این منطقه وجود نداشت و کسی هم در ساحل نبود. آنجا تقریبا خالی از سکنه بود. آن زمان دو هفته از مسافرت انفرادی من می‌گذشت. من یک بلیت یک‌طرفه به جنوب شرق آسیا خریده بودم و در ساحل وقت می‌گذراندم. می‌دانستم که تصمیمی درست گرفته‌ام.

زمانی که جوان‌تر بودم، کمتر به مسافرت می‌رفتم و هرگز هم تجربه سفر بک‌پکی انفرادی نداشتم. چهار سال قبل، به‌عنوان یک دانشجوی زبان به مدت چهار سال در تایوان زندگی کرده بودم. پس از بازگشت به خانه و یافتن یک شغل تمام‌وقت، دیگر نمی‌توانستم به آسیا بازگردم. در آن روزها هرگز تصور نمی‌کردم که سرانجام به یک سفر بی‌انتها رفته و هنوز هم در سفر باشم.

چه شد که کار خود را برای سفر به دور دنیا رها کردید؟

اگرچه من در کار خود کاملا موفق بودم، اما اصلا زندگی شادی نداشتم. شغل من بسیار محدود و دست و پا گیر بود. من حقوق خوبی دریافت می‌کردم، اما فهمیدم که پول برای داشتن آن زندگی رویایی کافی نیست. تصور می‌کردم که چیزی را گم کرده‌ام. من به ماجراجویی نیاز داشتم.

به همین دلیل برای یافتن آزادی چند سال را به‌طور سرسختانه به بررسی مناطق دورافتاده برای سفر پرداختم. من در اینترنت به دنبال این واقعیت گشتم که آیا می‌توان بدون داشتن یک حساب بانکی مطمئن به سفری طولانی‌مدت رفت؟ آیا زنان می‌توانند به مسافرتی امن و انفرادی بروند؟ می‌دانستم که هیچ‌کسی حاضر نمی‌شود که به‌یک‌باره زندگی خود را رها کند و همراه من شود. درنتیجه به‌تنهایی راه خود را در پیش گرفتم.

هر چه بیشتر در اینترنت جست‌وجو کردم، بیشتر فهمیدم که این کار امکان‌پذیر است و می‌توانم به رویای خود در سر جامه‌ی عمل بپوشانم. این رویا به حدی بزرگ شد که تمام فکر و ذهن من را درگیر خود کرد. من شغل خود را رها کردم، تمامی وسایل خود را فروختم و به آسیا بازگشتم. یک برنامه ترتیب دادم و از آن پیروی کردم.

بسیاری از مخاطبین این سوالات را مطرح می‌کنند؛ سفر انفرادی برای خانم‌ها کمی شبیه به دیوانگی نیست؟ آیا می‌توان همیشه این‌طور سفر کرد؟ آیا این کار اصلا امن است؟ آیا بعدها حسرت رها کردن کار خود را نخواهید خورد؟

من می‌دانستم که بزرگ‌ترین حسرتی که در زندگی خواهم خورد به این خاطر خواهد بود که آرزوی خود را دنبال نکنم: من زندگی شادی نداشتم؛ دنیایی که پر شده بود از خودرو، اجاره خانه بالا و لباس‌های رنگارنگ که هرگز نمی‌توانست من را شاد کند.

هرگز به «رویای آمریکایی» باور نداشتم. نمی‌خواستم فردی بدهکار باقی بمانم. نمی‌خواستم که یک خانه کوچک با دو بچه و یک گربه داشته باشم. در اکتبر ۲۰۱۲ فهرستی از وسایل خود را تهیه کردم و اکثر آن‌ها را در طول یک هفته فروختم. به‌علاوه به‌سرعت اجاره آپارتمانم را فسخ کردم و راهی سفر شدم. در سپتامبر همان سال سوار هواپیما شدم و به بانکوک رفتم.

 

وقتی‌که در ساحل کامبوج نشسته بودم، احساس کردم که به منشا رنگین‌کمان رسیده‌ام. چیزی از آن ترس داشتم حالا برای من ساده، امن و راحت شده بود.

به تمامی کشورهای جنوب شرق آسیا سفر کردم و عاشق بسیاری از غذاها و فرهنگ‌های آنان شدم. من از درهای قطارهای قدیمی آویزان شدم تا بتوانم به شالیزارهای سریلانکا بروم. در مالدیو در دریا شیرجه زدم تا کوسه‌ها را تماشا کنم. بیش از ۱۶۰ کیلومتر را همراه با وسایل خود در نپال طی کردم. به‌علاوه به‌تنهایی تمام چین را هیچ‌هایک کردم.

این تجربیات به من کمک کرد تا بفهمم که چطور می‌توان مکان‌های کمتر شناخته‌شده را پیدا کرد، چطور می‌توان برای آشنایی با فرهنگ واقعی مردمان محلی به خانه‌های آن‌ها رفت و چطور می‌توان هر منطقه را بدون نیاز به یک کتاب راهنما کندوکاو کرد. این تجربیات برای من به‌عنوان یک مسافر تنها بسیار ارزشمند است. مردم می‌خواهند تا به این مسافران کمک کنند. همیشه برای آن‌ها یک اتاق وجود دارد. همه این تجربیات به‌صورت انفرادی به دست آمده است.

زیبایی سفر انفرادی، به‌خصوص برای خانم‌ها، به من چیزهای زیادی در مورد خودم آموخت. این امر من را مستقل‌تر، قدرتمندتر و البته انعطاف‌پذیرتر کرد. من همیشه به زنان توصیه می‌کنم که این کار را انجام دهند. برخی از آن‌ها تنها ۱۸ یا ۱۹ سال سن دارند.

من ایمیل‌های فراوانی از دخترهایی دریافت می‌کنم که شرایطی مشابه وضعیت گذشته من دارند و می‌خواهند زندگی معمولی خود را رها کرده و به دیدن دنیا بروند. من همیشه به آن‌ها می‌گویم اگر واقعا تمایل به این کار دارید، همین حالا دست‌به‌کار شوید.

سفرهای طولانی‌مدت نیازمند یک عزم جدی همراه با آماده‌سازی صحیح هستند. اگر این امر به‌درستی انجام شود، سفر شما به‌هیچ‌وجه ترسناک نخواهد بود.

برچسب ها:
تعداد کل نظرات : 4 : امتیاز کاربران

نظر خود را بنویسید

حریم خصوصی شما برای ما مهم است. بنابراین اطلاعات شما نزد ما محفوظ خواهد ماند.
امتیاز شما





نظرات کاربران

sara shahi 1397/04/28 - 15:27
عالي بود
ایمیل چرا 1396/10/26 - 8:44
از هموطنان مذکر (همجنسم)خواهش میکنم در صورتیکه در جاده به چنین مسافری برخوردند سوار نکنند و این زحمت را واگذار کنند به یک خانواده که در اتوموبیل پشت سر شما هستند و بگذارند اینگونه مسافران با خاطره خوشی از کشور ما بروند , رفتار مردان ایرانی در اینگونه موارد حتی اگر مملو از خیرخواهی و بری از اندیشه بد باشد باز چنان افراط از لطف و محبت میگردد که برای اینها عجیب است.
رضا 1396/10/26 - 7:14
سلام از شجاعت این خانم لذت بردم منم خیلی وقته رویای دور دنیا دارم ولی هیچ وقت میسر نشده من خراسان شمالی زندگی میکنم شهر شیروان دوست دارم و از خانم ادیس دعوت کنم بیاد شیروان امیدوار هرکجا هستن شاد و سلامت باشن...بای
رضا 1396/10/18 - 10:54
خرجشو از کجا میاره؟ من ندارم تا کیش برم

مطالب مرتبط

در خبرنامه ما عضو شوید تا به سرعت از تخفیف های شگفت انگیز ما با خبر شوید.